آیا پنداشت افراد نسبت به خودشان دقیق ودرست است ؟اگر درست نباشد چه اتفاقی می افتد ؟احترام وارزش گذاری به خود تا چه حد در گرو خودپنداره است ؟اعتماد به خود چطور ؟چگونه می توان خودپنداره درست داشت ؟چه عللی باعث شکلدهی به خود پنداره وعزت نفس می شوند؟مجموعه این سوال ها مباحث مهمی در بهداشت روانی بوجود آورده است آنچه که در این نوشته خواهد آمد پاسخدهی (تاحد ممکن کاربردی )به همین سوال هاست به نظر بسیاری از نظریه پردازان خودشکوفایی احترام وارزشگذاری به خود باسازگاری فرد ارتباط دارد افراد برخوردار از کارکرد آرمانی خود را با تمامی نقاط ضعف وقدرت می پذیرند بر عملکرد خود از آنچه که در توان دارند استفاده می کنند به طور کلی افراد برخوردار از کارکرد سالم نسبت به دیگرام خود را بیشتر می پذیرند .ساپینگتون (1989)ترجمه حسین شاهی (1379)موارد بسیار مهمی را نام می برد که با عزت نفس بالا همبستگی مثبت دارنمد هریک از این موارد ارکان کارکرد سالم هستند:

۱.سلامت جسمانی وروانی خوب ومقاومت در برابر عوارض وفشار روانی

2.رضایت از کار ،مدرسه وزندگی شخصی

3.اطمینان خاطر از اینکه موفقیت در زمینه های گوناگون پاداشی است برای کوشش های شخصی

4.فعالیت هایی که احتمال کارکرد موثر را افزایش می دهد مثل برنامه ریزی ،مباحثه ،همکاری با دیگر و...

5.کفایت وصلاحیت در مدرسه ،کاروموقعیت های اجتماعی

6.خلق مثبت وسطح پایین افسردگی

7.علاقه به رفاه وبهزیستی دیگران ،توانایی درک نیازهای آنها واشتیاق برای کمک رسانی به نیازمندان         

8.میل به تضاد واختلاف داشتن با دیگران وسطوح پایین پریشانی زمانی که انتقاد می شود

9.پایداری ومقاومت بسیار در برابر کوشش های متقاعد سازی وفشارهای همرنگی

خوشنودی وشادکامی،هنگامی که در مسیر رسیدن به اهدافشان تلاش می کنند وتلاشهای آنها نتیجه می دهد از دیگر خصوصیات افراد با عزت نفس بالاست .

خودپنداره ،عزت نفس واعتماد به نفس

پیش از آنکه روش های افزایش اعتماد به نفس گفته شود لازم است هریک از سه مفهوم بالا به خوبی توضیح داده شود اما به شکلی مختصر اینگونه تعریف می شوند:

خودپنداره ؛

از دیدگاه «هاماچاک »(1978)به نقل از «گلاور وبرونینگ »ترجمه «خرازی »(1375)-دید جامع فرد درباره خودش است (ص245 )-آنچه در پاسخ به سوال « من کیستم ؟ » می آید ، است .صفاتی مثل سخت کوش ،باهوش ،دلسوز ،شجاع و ...خودپنداره ثابت وتغییر ناپذیر نیست ،اعتقادی است که در نتیجه تجربه برای فرد بوجود می آید و مبنای نگاه او به خویشتن می شود.

عزت نفس :

 احترام وارزش به نفس از نظر راینر ماتنز (1987) ترجمه ی هژیر (1376)مربوط است به نوعی حس درونی هر فرد در مورد صلاحیت وارزش شخصی خودش .احترام به نفس را باید بر پایه خصوصیات عام انسانی که فرد از آن برخوردار است دانست و.. ارزش شخصی محصول زندگی طبق مرام واصول شخصی است وساپینگتون (ص 157)می گوید : «ارزیابی شما از پاسختان به سوال «من کیستم ؟» عزت نفس یا میزان علاقه وپذیرش شما را نسبت به خودتان نشان می دهد.» بنابراین عزت نفس احترام وارزشی است که هرکس برای ویژگی ها.خصوصیات وصفات خود قائل می شود.

اعتماد به نفس :

از دیدگاه راینر ماتنز (ص 242)اعتماد به نفس تظاهری از احساس ارج وقرب شخصی است وهدف نهایی کسب آن نیز رسیدن به تصور کفایت وشایستگی است اما به طور کلی اعتماد به نفس انتظار وتوقع واقعی هرکسی از ویژگی ها وتوانمندی های خود است که (او در تجربه های قبلی خویش بدست آورده است .)منجر به رسیدن به موفقیت ،در شرایط مختلف زندگی و توقع مناسب فرد از خودش می شود .

راهکارهایی برای افزایش عزت نفس واعتماد به نفس

به طور کلی برای افزایش این مهم می توان به دوگونه اقدام کرد ؛اول :با اموزش مهارت های جدید .دوم :حذف معیارها وملاک های مبهم وغیر واقع بینانه وجایگزینی معیارهای اختصاصی تر ودست یافتنی تر .شواهد حاکی از آن است که این رویکرد ها می توانتد موجب افزایش شوند .هرچند در مانهایی که هدف آنها تغییر فرایند خودسنجی است ،به طور معمول کارآمدتر وموفقیت آمیز تر از درمانهایی است که هدفشان افزایش مهارت هاست به همین دلیل در این نوشته سعی می شود بردیدگاه دوم تکیه شود .

1.بررسی وتبیین معیارهای مددجو  

هرکسی برای تصمیم گیری راجع به ارزشمندی یابی ارزشی خود از ملاکهای معینی استفاده می کند یعنی یکسری صفات را به عنوان صفات مطلوب در نظر می گیرد وبرای آن سطح مطلوب ومشخصی تعیین می کند وعملکرد خود را بر اساس آن ارزیابی می کند .مهم این است که مددجو چه صفات وویژگی هایی را برای یک انسان معقول وارمانی معرفی می کند که به اصطلاح «  خودآرمانی » خویش را چگونه معرفی می کند آیا صفاتی که او معرفی می کند واقع بینانه اند ؟برای سازگاری با محیط موثرند ؟قابل دسترسند ؟عملکردی هستند (نه نتیجه ای ؟) اگر چنین نیستند در هر بار ارتباط با او متناسب با گفتگو یا نیاز مددجو ملاک ومعیارهایی با ویژگی های فوق تبیین ودلایل مفید وکاربردی بودن معیارهای جدید در مقابل معیارهای گذشته به وضوح وبدون تحمیل احساس کهتری بیان شود .

.2معرفی ونمایاندن توانمندی های واقعی مددجو 

این راهکار بوسیله بازگو کردن صفاتی که (رفتاری که )در مددجو وجود دارد ومطابق یا نزدیک به معیارهای اوست به دست می آید .امکان ندارد که یک فرد هیچ دسته رفتار یا خصوصیت مثبتی نداشته باشد می بایست علاوه بر اینکه رفتارهای مثبت او (که شامل آنچه اکنون انجام می شود وآنچه در لابلای خاطرات او پیدا می شود) معرفی شود ،موفقیت های هرچند کوچک وی نیز بیان شود این کار علاوه بر اینکه تقویت همان رفتارها ونفس مددجو است کمک بسیار مناسبی برای بهبود رابطه مربی ـمددجو وتمرکز مددجو به اعمال مثبت زندگی به جای توجه به اشتباهات وآلام است ضمن اینکه می توان از وی خواست چند مورد از موارد مثبت خود را هرچقدر هم کوچک باشد معرفی کند یعنی فهرستی از جمله های مثبت برای خودش بسازد.(ساپینگتون ،ص 184) قابل توجه اینکه تحسین وتقویت صحیح وحقیقی باشد یعنی خصوصیاتی که به واقع در اوست تقویت شود برای مثال به حریم افراد احترام می گذارد برای همه ارزش قا ئل است ،کوشاست و... انسانها هوشمندند وتحسین درست ونادرست را خوب می فهمند در صورتی تحت تاثیر قرار می گیرند که فکر کنند این جمله ها صحیح است ودر مورد او صدق می کنند .

3.ایجاد نظام خود پاداش دهنده

یعنی هر زمان که  طبق معیا رهایش عمل می کند با تحسین خود به خودش پاداش دهد این در حالی است که بسیاری منتظرند که هر گاه در رسیدن به معیارهایشان شکست خوردند با بدگویی به خود مورد تنبیه وسرزنش خویش قرار گیرند برای ایجاد آن ابتدا می توان منطق وفواید این کار را برای وی تشریح کرد یا هنگامی که او یک مثال از موقعیتی مطرح می کند که در آن رفتار مطلوبی را انجام داده برای عملکرد او جمله های مثبتی به کار ببریم واز او بخواهیم که در این مواقع جمله هایی نظیر آن به کار ببرد می توان همین کار را با چند موقعیت ومثال فرضی نیز انجام داد وبا جملاتی متناسب با آن موقعیت نظیر من همیشه در موقعیت های سخت تمام تلاشم را انجام می دهم یا من همیشه سعی می کنم از فکرم استفاده کنم یا من خیلی خوب وبجا عمل کردم و...او را راهنمایی کرد .

4. ایجاد توجه انتخابی مثبت

  همه انسانها نقاط ضعف وقدرت دارند افراد برخوردار از عزت نفس بالا بیشتر به نقاط مثبت خود توجه دارند نه بر احتمال شکست ها این در حالی است که گروه این در حالی است که گروه مقابل بر ناشایستگی ها واحتمال شکست ها توجه می کند .موارد 2و3در ایجاد توجه مثبت بسیار موثرند ضمن اینکه شخص مربی نیز هنگام بررسی خاطرات مددجو تبیین ویژگی هایش یا بررسی عملکرد وی در شرایط مختلف قسمت پر لیوان را می بیند وبرای او معرفی می کند این یک تمرین عملی ویک آموزش مناسب برای مددجو محسوب می شود تا هنگام خلوت نیز چنین بیاندیشد ترکیب این سه بخوبی می تواند موجب توجه انتخابی مثبت شود .

5.واقع نگری در محدودیت های خود

این محدودیت  هم شامل توان رفتاری خود است وهم امکانات محیطی . واقع نگری یک نگرش است ،یک نوع نگاه بی طرفانه نسبت به حقایق ،نسبت به سطح وقدرت عملکرد خود (برای مثال در حال حاضر هشت کلمه در دقیقه تایپ می کنم .)لازمه ی رسیدن به این مرحله ابتدا وجود مراحل قبلی است یعنی در صورتی می توان به عملکرد های ضعیف خود عاقلانه وبدون عصبانیت ورنجش نگاه کرد که معیارهای صحیحی داشت به نکات مثبت خود واقف بود ورفتارهای خود را براساس ملاک های درونی خویش ارزیابی کرد ضمن اینکه مربی تلاش می کند بدون آنکه به عزت نفس وی خدشه وارد کند به او پسخوراندبدهد وبه او یاد بدهد که با عبارات اختصاصی نظیر من به تمرین بیشتری نیاز دارم به جای من دانش آموز بدی هستم یا ورزشکار بدی هستم به نفس خود لطمه نزند بلکه سعی در اصلاح رفتار خود نماید قابل ذکر است که در فرایند کمک برای افزایش عزت نفس واعتماد به نفس می بایست به کیفیت تمامی عوامل فوق در مددجو دقت کرد ودر صورت نقص در هر مرحله کار را  از همان مرحله آغاز کرد.